دیروز بعد از مدت ها دوباره دور هم جمع شدیم
اگرچه اون اواخر خیلی خوش نمی گذشت ولی وقتی به کل این چند وقتی که با هم بودیم فکر می کنم می بینم که چه دورانی رو از دست دادم!
دیروز دوباره همه اون خاطرات تجدید شد. خوشی ها و سختی ها …
مرور همه اون خاطرات و پذیرفتن این که اون دوران تمام شده خیلی برام سخت بود.
دوران راحتی نبود و به همون اندازه که شیرین و دلچسب بود، سخت و طاقت فرسا بود.
به هر حال دیروز هم گذشت …
به امید دیدار
یک روز به یاد ماندنی
اوت 18, 2010 در 12:42 ب.ظ. (خاطرات)

گرامی گفت،
اوت 18, 2010 در 5:38 ب.ظ.
خوش باشی همیشه