معرفت آوردم
نخریدند
رایگانشان عرضه کردم
اعراض کردند
نادانی دیدم
گردش حلقه زده بودند
از او علم می خریدند
به دروغ
و اجرش می دادند
به حق
معرفت
ژوئن 25, 2010 در 4:11 ب.ظ. (عمومی)
نمایشگاه عکس گاهی از آسمان نگاه کن
ژوئن 7, 2010 در 10:15 ب.ظ. (عمومی)
Tags: لنز دیوانه, نمایشگاه عکس, یک عکاس آماتور, گاهی از آسمان نگاه کن
جنابان لنز دیوانه و یک عکاس آماتور به اتفاق اقدام به برگزاری یک نمایشگاه عکس با عنوان گاهی از آسمان نگاه کن نموده اند.
از علاقه مندان دعوت به عمل می آید از این نمایشگاه که هم اکنون در حال برگزاریست و تا 2 تیر ماه ادامه دارد بازدید فرمایند.
http://crazylens.wordpress.com
http://pedrambehroozi.ir/photoblog
شب
ژوئن 4, 2010 در 12:53 ق.ظ. (عمومی)
Tags: قانون, خدا, شب
بعضی وقتا قانون های دست و پا گیر، بدرد بخور می شن. اولش فکر می کنی اونایی که این قانون رو می زارن به هیچی فکر نکردن و اصلا نمی دونن چکار کردن، بعدش می فهمی کاملا درست فکر می کردی! و واقعا هم نمی دونن چرا این قانون رو گذاشتن و اصلا چی شد که این کار رو کردن! بعد فکر می کنی که هیچ کارشون پایه و اساس نداره و از سر اتفاق این چیزا پیش میاد.
اما یکم که صبر می کنی و جلوتر میری می بینی که همین چیزای اتفاقی، اتفاقا یه جاهایی به نفعت می شه! و میبینی که حتی اگه یکی از اون اتفاقات گذشته و یا اون قانون های دست و پا گیر نبود هرگز ماجرا اینطور به نفعت تموم نمی شد.
از همه جالب تر اینه که این تنیجه رو قبلا به دعا از خدا خواسته بودی!!! آخر کاره که می فهمی تمام این مدت این خدا بوده که این قانون های دست و پا گیر رو برای رسیدنت به هدفت ایجاد می کرده. و اون بندگانی که نمی دونن چرا این قوانین رو وضع می کنن و اونایی که باعث اتفاقاتی در زندگیت می شن در واقع رسولان خدا برای رسوندن تو به هدفت بودن.
خوب حق هم داری آخه الان شبه! شب تاریکه و نمی تونی جلوتو ببینی. بعد که رسیدی می فهمی کجایی و از چه گردنه هایی رد شدی و اصلا حواست نبوده.

